حرف های یک جنین

خب عرضم به حضورتون که من تا چنددقیقه پیش نبودم 

اما الان زندگی مشترکم را شروع کردم.
فعلا برای خانه، رحم را چند ماهی اجاره کردم.قیمت ها شکر خدا گران نیست.البته به محض تمام شدن اجاره ام، صاحب خانه مرا فورا بیرون می اندازد

اظهار وجود:
هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد


زندان :
گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس ۹ ماهه در انفرادی محکوم کرده اند ؟؟!!

فرق اینجا با آنجا :
داشتم با خودم فکر می کردم اگه قراربود ما جنین ها به جای رحم مادر در جایی از بدن پدرها زندگی می کردیم چه اتفاقاتی می افتاد:

– احتمالا در همان هفته های اول حوصله شان سر می رفت و سزارین می کردند
– کشوی میزشان را از طریق هل دادن با شکمشان می بستند
– اگر ویار می کردند باعث به وجود آمدن قحطی می شد
– به خاطر بی توجهی تا لحظه زایمان هم سراغ دکتر نمی رفتند و احتمالا در اداره وضع حمل می کردند
– اگر بچه توی شکمشان لگد می زد ،آنها هم فورا توی سرش می زدند تا ادب شود

مجازی:
امروز موقع سونوگرافی هرچی برای دکتر دست تکون دادم که از من عکس نگیر نفهمید،الان حسابی نگران شدم می ترسم عکس هایم پخش شوند چون از نظر پوشش اصلا در وضعیت مناسبی نبودم.

اعتمادسازی:
امروز همش می خواستم بروم گشت و گذار اما مادر اینقدر نگران گم شدن من است آنچنان مرا با بندناف بسته است که نمی گذارد دور شوم.

موج مکزیکی:
اینکه بعضی وقتها حسابی قاط میزنم به خاطر امواج موبایل است.

مادرم،نمی شود به احترام من کمتر اس ام اس بازی کنی؟ فردا روز اگر نوار مغزیم مملو از موج های مکزیکی بود، تقصیر خودت است …! راستی از پارازیت ها چه خبر؟!

سکوت سرشار از ناگفته هاست:
از بس به خاطر سکوت اینجا عقده ای شدم
که تصمیم گرفتم به محض تولد فقط جیغ بزنم تا تخلیه شوم

جغرافیای بدن:
فکر کنم در قطب جنوب هستم چون در این مدت اینجا همیشه شب است

رخصت :
خب کم کم باید گلویم را برای گریه آماده کنم
می خواهم چهار گوشه رحم را ببوسم و با لگدی که به در و دیوار میزنم برای خروج رخصت بخواهم .
مادرم ممنونم…دیگر مزاحم نمی شوم

اولین نفس:
کمی استرس دارم همین طور که به لحظه خروج نزدیک می شوم قلبم تندتر می زند .همه چیز دارد از یادم می رود و احساس میکنم بعد ها چیزی از اینجا به خاطر نمی آورم…آخ یک نفر دارد مرا بیرون می کشد!

آهااااای من که هنوز حرفهایم تمام نشدهههههههههه

من به دنیا آمدم

پ.ن: اسکی رفته از مجله ژوان

۲ لایک :)
پسرک فضایی ۲۴ مرداد ۹۶ , ۱۶:۴۰
مدالاش نمیشه 80 تا
اتفاقا همین مرحله سومی که میگین همه توش میمونن وقت ما هم تا مرحله دو مثل شماست شیش ما مرحله سه هم یه فیلتر هست واسه برنامه نویسی که خودش سختیاى خودشو داره!
بد بخت تر نیستین ناموسا
ولى خوب کلا من دوست ندارم بهش بگم سخت چون علاقمه :) 

میگن میشه...


ولی من به علاقم هم میگم سخت :)

پسرک فضایی ۲۳ مرداد ۹۶ , ۲۲:۵۴
یعنی تا ثابت نکنی از من بد بخت تری دست بر نمیداری 😂😂
نه داداچ اشتباه میزنی
ما تو مرحله دو کلی ریزش داریم
نمیدونم مرحله 2 چندتا قبولی میده ولی کسایی که واسه مرحله 4 میرن 45 نفرن که 35 نفر مدال میگیرن فک کنم
بعد مرحله 3 که بهش میگن دوره 1 ماه بعد از مرحله 2 هست ! بعد دقیقا تو امتحانای ترم دوم -_-

قبول کن بد بخت ترم...

کلا 6 ماه وقت دارم با کوله باری از درس های نخونده...
از 800 میشید 200 :|
ریزشتون از ریاضی کمتره :)
بعدشم مدال هاش اینجوری که زمزمه اش میاد میخواد مث ریاضی بشه 80 تا مدال...دیگه خداوکیلی اگه بشه 80 تا خیلی خفن میشه :|
ینی در اصل مرحله سوم هویجه ...

پسرک فضایی ۲۳ مرداد ۹۶ , ۲۰:۵۰
داداچ تو کامپیوترو دادى ولى سر فصلاشو ندیدی گویا :|
ما نظریه اعداد هم داریم البته نه به اندازه ریاضی ها ولى داریم !
یه سر به سایت opedia.ir بزن سر فصلا رو گذاشته درسنامه هم داره ، ترکیبیاتش خیلى خوبه درسنامه شو نخوندى مهم نیست به کاملى کتابا نیست ولى با سرفصلاش اشنا شو که تو کتابا کامل بخونی حتما برو ببینش
جبر هم به صورت رسمى نداریم ولى تو حل بعضی مسائل به درد میخوره به صورت پنهان D:
پس میمونه هندسه که نداریم کلا -_- ولى لعنتى همین الگوریتم که براى مرحله دو نیازه خودش جاى هندسه رو پر میکنه :|
برنامه نویسى رو مرحله سه داریم که خیلى بد تره ما یه مرحله بیشتر داریم که باید ازش رد شیم براى مدال -_-

خب توی خیلی از مباحث و سوالای ما هم منطق و اینا به درد میخوره و حضور شفاف نه و ریزه میزه داریم :|

درباره اون مرحله سه باید بگم شما کم کم ریزش دارید...
ولی ما یهو مثلا از 16000 میشه 800 :|
بعد میشه 80
ولی شما ها از 16000 میشه 800
بعد میشه 300
بعد میشه 200
بعد میشه 80 :|
خب این یعنی وقت بیشتر برای خوندن :)

پسرک فضایی ۲۳ مرداد ۹۶ , ۱۹:۴۰
ممد پی دی اف دو تا کتابو دادم چاپ کردم کتابشون کردم شد دو تا600 صفحه :|
حالا بگو کتاباش چیه یکیش West هست واسه گراف -_-
اون یکی هم creative هست واسه الگوریتم
گراف هیچی ولى این الگوریتمه لعنتى سخته :| بیشترش بر پایه استقرا هم هست -_-
من نمیفهمم برا چى این ریاضیا میگن کامپیوتر از ریاضی اوسن تره :/ ما فقط هندسه نداریم همین -_- تازه به جاش برنامه نویسیه :/
من میترسم :| این کلاسارم میرم هی ادمو هول میکنن که چرا انجام نمیدین میگم میگم بذار من یه کتابو بخونم من هنوز انالیز ترکیبیرو کامل نخوندم میگه creative دو تا فصل بخون :|
شعت -_- تو در چ حالى!؟ D:

تا خط سوم هیچی نفهمیدم -____-

گراف حله و سخت بودن الگوریتم قبول دارم...
استقرا هم خیلی سخته -___________________________-
شما فقط هندسه ندارید؟
بگیرم بزنمت؟
حالا خوبه هم ریاضی دادم هم کامپیوتر... شما جبر دارید؟ نظریه دارید؟ یدونه الگوریتم دارید جای این
برنامه نویسی هم مرحله سومه و کلا نمیاد...
کلاس هم برو و یاد بگیر و اصلا به حرفشون گوش نده :)
تو یه سال دیگه هم داری :)
منم میگذرونم بین خروار ها کتاب :)

پسرک فضایی ۲۲ مرداد ۹۶ , ۲۳:۰۵
اسکیه باحالى بود (چند تا ایموجیه گریه حاصل از خنده) :)

چاخلص پاخلص :)

[جمع کردن آرین با کاردک از روی زمین]

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
:)طراح قالب : داداش عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان