نوشته های یه ذهن خط خطی

مینویسم،مینویسم،مینویسم...بدون اینکه بدونم چرا و چجوری فقط مینویسم..مینویسم،مینویسم...انقدر مینویسم تا دنیا بماند و نوشته های من
آخرین نظرات
  • ۳
  • ۰

یه روزی میاد که هرکی که مرده و زنده اس رو جمع میکنم میگم الان رابطه هاتونو با هم خراب کردید به مقام فرشتگی رسیدید؟

پسر داییم عروسی کرد :(

از بچگی با هم بودیم..

البته اون 4 سال تقریبا بزرگتر بود

پدر و مادرش طلاق گرفتن

بعد توی عروسیش نه داییم دعوت بود نه ما :(

خو بیشوعور مگه من چنتا پسر دایی دارم؟ :(

خوشبخت شی

خدایا شکر :(

  • ۹۶/۰۵/۲۶
  • ♥ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)

نظرات (۴)

همه ی پست یه طرف این تیکه ی خو بی شوعور مگه من چندتا پسر دایی دارم یه طرف دیگه :)
♥ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad):
D:
خو راست میگم دیگه...
کلا 2 تا پسر دایی دارم :(
حتما میاد
♥ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad):
خداکنه
هعى :(
♥ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad):
:(((
چه بد! :|
♥ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad):
دلم واسه موشی تنگ شده :(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">