کوچیک مغز نباشیم...

امروز داشتم از یجایی برمیگشتیم خونه یه دختر بچه ای هم (تقریبا 4-5 ساله) دست مامانشو گرفته بود جلو تر وایساده بودن

منو دوستامم آروم آروم میومدیم دیدم دختره داره نگاه میکنه منم نگاه ش کردم...

بعد خندیدم اونم خندید اومد دست تکون بده یهو مامانش دستشو کشید برد...

خداوکیلی بد جور بهم بر خورد :|

رفتم پیش زنه گفتم خانوم ببخشید

-بله؟

+مشکلی چیزی از روی ظاهر من میبینید؟

-نه چطور؟

+خب چرا وقتی دخترتون اومد دست تکون بده یهو کشوندیدش؟

-نمیخوام با غریبه ها ارتباط داشته باشه.

تا خونه داشتم روش فکر میکردم...

چرا این طرز تفکر آخه؟

چرا اینجوری؟

ینی این بچه تا آخر عمر نمیخواد با غریبه چشم تو چشم بشه؟

از گشنگی و تشنگی بمیره ولی ...

هیچ جوری تو کتم نمیرفت

ناخودآگاه داشتم به آینده بچه فکر میکردم...

این مادرش داره اینجوری اونو تحت فشار میزاره...

توی این حالت سخت اون اگر فقط اگر یک بار یه خطایی رو بتونه انجام بده...

کم کم زیاد میشه اون کار، خطا بزرگتر میشه نمیشه جمع کرد...

بقولی میگن آدم تو سختی ها ستاره میشه

توی فشار راستگویی یه دروغگوی ماهر ساخته میشه...

ای خدا -_-

۰ لایک :)
احتمالا می خوان در اینده برای بچشون محیط ایزوله از هرگونه جنس مذکر درست کنن:)

یهو دیدی واکنش داد اکسید شد :)

هویجوری :) ۱۷ مهر ۹۶ , ۰۱:۱۱
میدونی نمیشه اصلا به مادرش حق نداد،تو این شرایط که هرروز دارن بچه می دزدن حق داره،بنیتا و آتنا اصلانیم یکی بودن مثل دختر این خانم..اگه یکی دیگه جای شما بود و قصد شومی از دست تکون دادن داشت چی؟مثلا میخواست دل اون دختربچه رو بدست بیاره و بعدشم دزدی و اینا...همه که مثل شما مهربون نیستن! من نمیدونم مادرش چطوری دستش و کشیده.و نمیتونم قضاوت کنم،فقط نظرمو گفتم..ولی میتونست بهتر به بچش آموزش بده:)

خداییش تا ابن حد هم نه دیگه...

دستش تو دست مامانش بود

والا خانواده من تقریبا از این جهت مشکلی نداشتن..تقریبا...
من از جهات دیگه ای موانع داشتم:|

موفق باشید:)

:)))))



سلامت باشید D:

اصن دوره از گفتن اسم المپیاد پشیمون شدم..احتمال تحصیل این دختر در آینده بسیار بعید و نزدیک به صفره:) به هرحال استاد مرد، معلم مرد، راننده سرویس مثلا مرد، شاغل شدن، همکار مرد و...نمیشه جامعه ناامنه پس قضیه ی تحصیل از اساس منتفیه :دی
دخترا خیلی بدجنس نیستن، بدجنسن:| قیدش خیلی مهمه!
من باشگاه طلایی ها بودم...یادش به خیر:))

من ینی نابود شدم تا بابامو راضی کردم :|

میگفت تو کلاستون دختره چرا باید بری -______________________-

بعله بعله :)

من فعلا دانش پژوهان میرم عید هم احتمالا یه سر به طلایی ها بزنم

@صخره جان 
سلام 
نوع صحبتت بنظرت درسته که همه رو به یه چوب بزنی ؟؟
حرفتو دوست نداشتم ببخشید:|


+
جناب محمد از شما هم بعید بود که بگی منقرض بشن !!
در مورد پستت حرف داشتم ولی بعدا میام میگم .



صخره خودت بیا پاسخگو باش D:




+
خداییش یه سریا باید منقرض شن دوباره خلق بشن...
منتظریم پس :)

وای خدا این دیگه چه وضعیتیه:/
با غریبه ها ارتباط داشته باشه؟ یه دست تکون دادن میشه ارتباط؟ این بچه بعدا چطور میخواد زندگی کنه؟ اونم توی این سن این همه محدودیت؟ البته بین دوستام و آشناهامون عینا دیدم این محدودها در آینده از همه بدتر میشن از همه لحاظ:/
فرض کن یه درصد بخواد بره دوره المپیاد:| و با هیچ کس هم حرف نزنه :دی
من همون ۴-۵ سالگیم با پسرا تو پارک فوتبال بازی میکردم خیلی هم خوب بودن و از اونجا بود که فهمیدم دخترا چقدر حسود و بدجنسن:|
احتمالا این خانوم از جهت پسر بودنتون مشکل داشته ولی غیر مستقیم گفته غریبه..
درکل نمیتونم بهش حق بدم حتی اگه نگران باشه، حتی اگه توی بی رحم ترین جامعه هم باشیم حق نداره:) ارتباط حق مسلم هر آدمی هستش...

نمیدونم والا

اوه اوه دوره های المپیادو نگوووووووووووووووووو
فک کن کلاس نصف بیشترش جنس مخالف تو باشن...
اونوقت راضی کردن یه همچین خونواده ای کار حضرت فیله خداییش -_______________-
دخترا خیلی بد جنسن -__-
هرجور مشکل داشته این خداییش طرز برخورد نیستش...

محسن رحمانی ۱۶ مهر ۹۶ , ۲۲:۴۰
مادره وروی فرزندش حساس دیگه تا اون موقع بزرگ وعاقل وبالغ میشه وخودش بد رو از خوب
تشخیص خواهد داد .

صرفا یه دست تکون داد :|

این دست تکون دادنه اینقد سنگین نبوده خداییش

محسن رحمانی ۱۶ مهر ۹۶ , ۲۲:۳۵
شاید اون مادر حق داشته ونگران فرزندشه چون واقعا جامعه ی ما جامعه ی بدی شده و ناامن
شده خصوصا این سالهای اخیر که به کودکان هم رحم نمیشه وکودکان زیادی آسیب دیدن .

تا این حد؟

اون بچه نمیخواد بزرگ بشه؟
نمیخواد زندگی کنه؟
مدرسه نمیخواد بره؟
استقلال، غرور و ...
چی میشن پس؟

... S҉A҉H҉A҉R҉ ۱۶ مهر ۹۶ , ۱۷:۴۳
مامانم گفته وبلاگ غریبه ها نرم:))))))

:|

چی بگم آخه من به تو؟

عجب حکایتی شده زندگی ، این روزا
همه چیش پر عیبه ، هعی ...

چی بگم ؟

کاریش نمیشه کرد 
امیدوار باشیم که این نسل کثیف و احمق چهل پنجاه تموم شن! 
دلم برای دخترش سوخت و دارم فکر میکنم خدا خر رو شناخت بهش شاخ نداد:| 
این اتفاق اگه برا من می افتاد جیغ میکشیدم:|

هعییی...

تموم نشن منقرض میشن...
اوهوم اوهوم :)
خابالا آروم باش

و این مملکت و ادم های مغز فندقی رو اعصابش!
+چه خوب کردی از خانمه پرسیدی 

خیلی رو مخن...خیلییییییییییییییی

+نمیپرسیدم دق میکردم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
:)طراح قالب : داداش عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان