تلقین بزرگ ترین دوست و یا دشمن آدم

همینجوری که علیل افتادم یه گوشه خوابم هم نمیبره داشتم فکر میکردم به خریت های قبلیم فکر میکردم...

یادم افتاد یه روزی الکی کلاسم رو پیچوندم گفتم سرما خوردم و حالم خوش نیست :)

بعد رفتیم دکتر وقتی دکتر درجه گذاشت واقعا تب داشتم :|

بعد اومدیم خونه بابام گفت فکر کنم منم مریض شدم اونم تقریبا آخرای شب بود که تب کرد و مریض شد :|

فرداشم مامانم مریض شد...

رفتیم دکتر گفت همشون از من گرفتن مریضیو :|

در صورتی که من فیلم بازی کرده بودم فقط :|

تنها اتفاقی که افتاده بود این بود که مشقای علومم رو ننوشته بودم -_-

همین D;

۱ لایک :)
هویجوری :) ۱۹ مهر ۹۶ , ۱۹:۵۰
چقدرم کم پست میزاری:))))
چرا همه تو بیان سرما خوردن..اخرش منم ویروسی میشم:/

حالا امروز مریضم اینجا ولم دیگه :)

شادوَرد __ ۱۹ مهر ۹۶ , ۱۹:۲۷
تلقین چیز خطرناکیه:|

خیلی هم خطر ناکه...

خیلی :)

عجب داستانی شد !

تلقین تلقین تلقین :)

وای:-D

یه همچین چیزایی :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
:)طراح قالب : داداش عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان