توییت۲

مامانم میگه چقد بی ذوقی تو

میگم دیگه اینم دیگه

میگه ما نهایت ۱۰-۱۵ ساله اینجوری شدیم

میگم منم ۱۰-۱۵ ساله اینجوریم :)

+پ.ن: ۱۵ میلیون و هفتصد تومن امروز اومد تو کارتم :)))))))))))

۱۸ حرف دوستام ۷ لایک :)

بعد از ۱۲ سال اولبن بار قرار بود ۴ شنبه سوری خونه باشه

که با داداشم رفتن برنامه ململ :///

۰ حرف دوستام ۵ لایک :)

توییت

این یارو زنه که با ساسی خونده یا تعریف درستی از کلمه جنتلمن نداره یا ساسی رو درست نمیشناسه :///

آخه آقاتون جنتلمنه؟!

شما دنیا جهانبخت رو میشناسی؟!

۵ حرف دوستام ۵ لایک :)

به قول رفیقمون دنیای من همینیه که هست و عوض نمیشه، ناراحتی؟! دکمه

ما یه سال این کینه هارو نگه نداشتیم که دم عید بریزیمشون بره که

اتفاقا تجدید میثاق میکنیم یادمون نره دهن مهن کیا رو باید به هر نحوی سرویس کنیم

دو روزه شروع کردم از شماره های گوشیم دارم یه لیست میگیرم «کسایی که باید بهشون عیدو تبریک بگم»

سر جمع ۱۰-۲۰ نفر شدن :/

۸۰ درصدشونم به زورن -_-

بعد میگن چرا اینقد تو خودت میری

خب مومن تو خودم نرم تو تو برم؟!

+دارم تست قرابت میزنم رسیدم به مفهوم رازداری عاشق

میگه یه بیت شعر که یادت افتاد رو بگو

میگم: «اونقد قلبم قبره که راز تو توش دفنه»

پوکر نگام میکنه

همینقدر تباه...

۵ حرف دوستام ۸ لایک :)

اردو نامه

از پسفردا اردو به طور رسمی شروع میشه و کی باورش میشه که فقط روز های

۲۷ و ۲۹ اسفند

۱ و ۲ و ۳ و ۱۵ و ۳۰(به صورت نصفه روز بعد از سنجش) فروردین

۱۳ و ۲۲ اردیبهشت

۱۵ و ۱۶ خرداد

تعطیل باشیم؟! :///

انصافا خر هم از یه جایی به بعد جفتک میزنه بعد اینا میخوان میخوان مارو کنترل کنن :/

۶ حرف دوستام ۷ لایک :)

تصور من از آینده

در باز میشه

-خانوم پرستار حال دخترم چطوره؟!

+هم خودش خوبه هم دختر کوچولو قشنگش :)))

جفتشون هم سالمن خدارو شکر

-الحمدالله

[آهی از ته ته ته دلم میکشم]

بعد از چند لحظه روشو میچرخونه طرف من

-دیدی پسرم، دیدی بالاخره خدا یه فرشته کوچولو بهت داد :)

امروز روزیه که یه نفر به خونواده دو نفرمون اضافه میشه :)))

آخ خدا که چقدر منتظر این روز و لحظه بودم

[چند ساعت بعد]

+محمدددد (با ذوق)

-جانم؟!

+ببین دخترمون چقدر نازه :)

-خیلییییی :)

این خونواده سه نفره رو خیلی بیشتر از قبل دوسش دارم و بهش وابسته شدم :)

بعد از اونروزی که من و اون ما شدیم امروز شاد ترین روز زندگیمه

همونروزی که دیگه بعدش تو زندگیم حتی سختی هامم باهاش شیرین بود، چه بسا احلی من العسل بود :)

میرسیم خونه

داره بچه رو میخوابونه و من خیره شدم به تمام حس مادری یه کسی که تا دیروز شیطون ترین آدم روی زمین بود.

خسته بغل بچه خوابش میبره و من پرت میشم به آینده این کوچولو نیم وجبی که سرجمع توی یه مشمبا جا میشه :)

اونروزی که قراره رو پاهای خودش وایسه

اونروزی که راه رفتن یاد میگیره و ما باید بدوییم دنبالش که نخور اَخه، بخور خوبه :)))

اونروزی که زبون باز میکنه و شروع میکنه به «بابا» و «مامان» گفتن

اونجایی که دیگه قراره از بغل پایین نیاد

به اونجایی که این خوشگل قراره برای اولین روز بره مدرسه

یه کوله پشتی صورتی که همینجوری برا خودش میره اینور اونور :)

آخ چقد شیرینه

روزی که میره دانشگاه، روز فارق التحصیلیش روز عروسیش

نه دیگه ادامه ندیم

داره کم کم تلخ میشه

دختر قشنگم رو باید دو دستی تقدیم کسی کنم که بره...

یاد مامانش میافتم

کسی که باباش دو دستی تقدیمم کرد که بیاد...

آه گرمی میکشم و صورتم رو جلو میبرم و میبوسمش

بوش میکنم :)))

چه بوی خوبی میده :)

همونجا کنارشون سرم رو روی بالش میزارم

خدارو از ته دل شکر میکنم و چشمام رو میبندم تا اولین خواب بغل فرشته کوچولوی زندگیم رو تجربه کنم :)

این بود انشای من :))))

ممنون از رفیق جانمان بابت دعوت و این حرفا :)

آقا من دعوت معوت حالیم نمیشه همتون دعوتید :)))

ولی خب حالا به رسم ادب و این حرفا دعوت میشه از فرشته...آنه...لاله ...آرین و ...

*god-like.blog.ir

*imaginary-anne.blog.ir

*poshteabrhayesya.blog.ir

*arian-world.blog.ir

۱۶ حرف دوستام ۵ لایک :)

حیف شد که رفتی :)

۱ حرف دوستام ۴ لایک :)

جوابی که از حراست گرفتیم :))))

در کنار تمام خوب و بد های آتش نشانی یه خوبیش اینه که آشنا زیاد داری

خیلی خیلی زیاد

توی هر پست و منصبی

نتیجه ای هم که امروز آشنامون زنگ زد به بابام گفت اینه که آقای «ب» که همه جور بلایی سرش اومد دکمه خدافظی شو میزنه از مدرسه و سمپاد

من برمیگردم سر کلاس (که خب توی این هفته هم میرفتم و فرقی برای من نمیکنه)

و بهترینش اینه که ضرر و زیان عقب افتادن از درس از اول سال گرفتم و ۲۰ جلسه کلاس خصوصی (یک ساعت و نیم) با معلم های خودمون که کمترینشون ساعتی ۴۵۰ تومن میگیرن گرفتم

که هزینه ش شد حدود ۱۵ میلیون تومن :))))))

حالا شب عیدی هی بزن تو سرت منم میرقصم عشقم :))))

+دیشب خواب مشهدو دیدم :(

دلم خواست +_+

++

ای کسی که تازه منو خاموش دنبال میکنی

بیا رخ بنما

۱۰ حرف دوستام ۵ لایک :)

گاج_میکرو طلایی_شیمی(هرکی رمز بخواد میدم)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اخراج هفتگی و ارجاع به حراست آموزش و پرورش

دلیل؟!

کتک کاری و بد بیراه نثار کردن به معاون انضباطی مدرسه

_______________________________________________

منو برده دفتر میگه فردا بابات بیاد مدرسه باید توجیهش کنم

+بابای من بیکار نیست هر وقت حال داشتید باشید مدرسه بیاد، اومده بود توجیهتون کنه نبودید

-همینی که گفتم

+منم همینی که گفتم

--بخشید از بابای شما اجازه نگرفتم برا جلسه معاونین منطقه

+حالا این دیگه مشکل من نیست

[برگشت اونور]

مثلا تو دلش گفت باید از هر کس و ناکسی (دقت کنید ناکسی) اجازه بگیریم برا کارامون

+چی گفتی؟!

-به تو مربوط نیست

[دیگه کنترل صدا از دست رفت]

+مرتیکه ناکس خودتی و هفت جد آبادت، نیم متر قد داری ۱ ساله هی زر زر زر زر هرچی گفتی هیچی نگفتم تو غلط میکنی راجع به بابای من اینجوری حرف میزنی (انصافا هم ۱ متر نهایت یک و نیم متر قد داره، کلا تا سینه منه)

[مشاور و دستیارش و سرایدار میان تو]

+فهمیدی الاغ؟ فهمیدییییی؟

-اون نبود بچه ش این نمیشد که

من؟!

دیگه منِ دیوونه رو زمین نبودم که ته ته جهنم بودم

یه لگد زدم زیر میز مانتیور افتاد یه طرف، پامو گذاشتم پشت میز هل دادم که مشاور کشید اینور و از دفتر هلم داد بیرون

بعد از نیم ساعت و خوردن ۲-۳ تا قرص که نمیدونستم چیه و یه لیوان آب قند رفتم سر کلاسِ حسابان

[فکر کنم قبلا هم گفته بودم این معلمه سگه و جرعت جیک زدن نداریم سر کلاسش]

اومد جلو در کلاس گفت استاد اگه اجازه هست بگید فلانی بیاد بیرون

گفتم نمیام وسط کلاسه

گفت با اجازه اومد تو دست انداخت یقه م

دیگه واقعا به صورت غریزی خوابوندم زیر گوشش و بازم دعوا شد (نگو بابام پایین بود اومده بود منو ببره دفتر پیش بابام)

هیچی دیگه قشنگ که ماجرا رو گفتم بابامم کلی بارش کرد و برگه اخراج من توی کیف بابامه الان :/

۲۱ حرف دوستام ۷ لایک :)
کیستم؟

مثلا دانشجو!!!

ایناستاغارام:
_.dark.mh._
----------------------------------------
شاید به قول معلممون یه المپیادی بد بخت، به حقیقت یه کله خراب D:
----------------------------------------
میجنگم.
بردم، میسازم.
باختم، ساخته میشم.
----------------------------------------
به رهایی یک رویا و به ایستایی یک واقعیت
----------------------------------------
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم
----------------------------------------
توی پشت صحنه دنیای ما/خوبی و بدی میمونه یادگار/زندگی برای ما یه خاطره س/از تموم آدمای روزگار
----------------------------------------
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم/موجیم که آسودگی ما عدم ماست
----------------------------------------
به نام خدایی که هست من است/گچ اکنون دوباره به دست من است
:)طراح قالب : داداش عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان