905.خطر! نویسنده در حال لِه شدن زیر بار فشار های وارده میباشد

1.

2.

پ.ن:

دومی بازم روش کار شده و فقط استرس و ترس و این حرفا داره

ولی واسه اولی هنو هیچ غلطی رخ نداده -_-

۹ حرف دوستام ۵ لایک :)

904. بعد مرحله اول

پنج شنبه که آزمون مرحله اولو دادم تا صبحش با بچه ها اینقد میچرخیم تا عوض این یه ماه سختی در بیاد

بعد اینقدر میخوابم تا زخم بستر بگیرم :/

۵ حرف دوستام ۹ لایک :)

چه روزیه امروز -_-

از اونور تولد جیگرمه D:

تولد تموم بشه یکی از عکساشو میزارم :))))

از اینور 600 روزگی سنگ صبورمه

ولی خب همه اش به کنار

امروز سالگرد پلاسکوئه

۳ حرف دوستام ۹ لایک :)

مکالمه من با دبیر کلاس ششمم

اونروز داداشم جلسه داشت مامانم باید میرفت منم رفتم که از اونور بریم آزمایشگاه و این صوبتا :/

رفتیم سر جلسه اولش که خب معلم داداشم کلی تحویل گرفت که عای ال و بل و این حرفا

خوب اون منو ندیده بود توی اون مدرسه ولی مثل اینکه تعریفمو شنیده بود D:

جلسه تموم شد و اومدیم بیایم بیرون که من دیدم اونهمه راه رفتم حداقل وایسم معلمم بیاد ببینمش :))))

یهویی نوشت : مدرسه ما اینجوری بود که از همون ابتدایی چنتا معلم داشتیم ینی یه معلم هنر و یدونه قرآن و یدونه مطالعات و این حرفا که خب همشون رفته بودن از اونجا به جز معلم قرآن و هنر و ریاضیم :))))

همینجوری که منتظر بودم یهویی یه صدای جیغ طوری شنیدم: سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام

معلم هنرم بود :/

خرس گنده خجالت نمیکشه :/

سلام علیک کردیمو رفت و بازم من منتظر موندم که یهو یه صدای دیگه اومد: سلااااااااااااااااااااااااااام

معلم قرآنم بود

اینقد دوسش داشتم اصلا خیلی خوب و مهربون بود :))))

یهویی اومد جلو دستشو حالت بغل وا کرد یهو قد و قواره منو دید بیخیال شد خنده

چشام چهار تا شد یهو :/

یهو نه گذاشت نه برداشت:

-آقا محمد؟

+بله خانوم "ع"؟

-من پیر شدم؟

+ :/

نه این چه حرفیه؟

[از اولشم پیر بود :/ ]

برگشت رو به مامانم گفت:

آدم وقتی میبینه اون بچه ها این همه شدن اصلا احساس پیری میکنه D:

بعد یه خوش و بش اونم رفت و بازم منتظر اصل کاری موندم که اومد

اولش ندید منو

-[گلویش را صاف میکند] سلام آقا "ا"  :)

+عههههههههههههههه سلام ممد جان خوبی؟

-قربان شما، شما خوبی؟

+مرسی چخبرا؟

[به طرف دفتر هل میدهد]

-سلامتی عاقا میگذرونیم

+چیارو میگذرونی؟

-بدبختیارو D:

+خوش بگذره پس D:

بازم کلی حرف زدیمو گفت من برم بیرون الان میام

وقتی برگشت گفت میای بریم سر کلاس؟

یه نیگا به مامانم کردم که اون گفت اشکال نداره اگه میری برو

گفتم باشه آقا من مشکلی ندارم :))))

عاقا این برداشت مارو برد سر کلاس و منم فاز فلسفی و خرخونی و اینا گرفته بودم اونم هی خاطره میگفت هی گند میزد تو فاز ما D:

بعد دوباره تعریف میکرد فاز میکردیم دوباره همون آش و همون کاسه :/

بعد یهو برگشت رو به کلاس گفت نسبت به اون 16 نفر کلاس ممدو خیلی بیشتر دوست داشتم اصلا یه جور خاصی بود

میدونستم معلم اصل تعارفی نبود کلا خیلی رک بود ولی با این حال یه حس تعارفی داشتم :))))

یهو برگشت گفت میدونی چرا؟

گفتم نه

گفت واسه اینکه کلی هدفتو دنبال میکنی آخرش یجا خفتش میکنی حقتو میگیری

یا میمیری یا گله رو میبری

خیلی آدم ریسک پذیری هستی

خیلی هم شیادی :/

بمیری بمونی هر غلطی دلت بخواد رو میکنی :)

آدم زبون بازی هستی دومی نداری :/

خیلی پسرونه داشت تعریف میکرد یه ذره میگذشت تعریفاش توی فوش های چیز دار خلاصه میشد :/

ترجیح دادم بحثو عوض کنم :/

بحثو کشوندم سمت درس و المپیاد و این حرفا تا زنگ خورد و خدافظی و این حرفا اومدم خونه

ولی هنوز دارم فکر میکنم اون حرفایی که زد تعریف بود یا چی؟

ناموسا تا الان کسی بهم نگفته بود شیاد :/

حتی معنیش رو هم نمیدونستم تا چن روز پیش :/

۴ حرف دوستام ۴ لایک :)

901.لعنت به منطق -_-

وقتی 10 ساعت میشینی پاش و به هیچ جا نمیرسی :/

۵ حرف دوستام ۴ لایک :)

جوش

نوک دماغم یه جوش زده هم قد و قواره بوفالو های وحشی :/

دست بهش میخوره تا اعصاب پس کله م هم تیر میکشه اینقد لوس و بی جنبه اس :/

بعد هروقت میخوام جایی رو نگاه کنم مثل دوربین ها اول یه دور فلو میزنه رو دماغم بعد فوکوس میزنه رو هدف :/

یه قلمبگی ریزی هم توی همه تصویرام هست :/

بابا لامصب مساحت خارجی من بهه این بزرگی جا نبود آشغال؟

۵ حرف دوستام ۴ لایک :)

فردا D:

فردا آزمون شیمی دارم و خب 2 تا مونده به آخرین امتحانای ترممه

فردا رو هم مثل همیشه نیم ساعت هرچی سر کلاس یادم بیاد مینویسم حتی شده سفید برگه رو تحویل میدم و خارج میشم :)))

اون نگاه مترحم (ترحم ناک) مراقب رو هم با پوزخندی شاخ طور و نگاهی مغرور جواب میدم :)

اما دو تا امتحان دیگه

جا داره عرض کنم گور خودشونو هفت جد و آبادشون D:

و چون حال نمیکنیم کلا سر حوزه امتحانی نمیریم D:

به همین سادگی

دعا بنمایید این بچه شر و شیطون بتونه بهتر از پارسال یه انفجار توی سطح مدرسه و منطقه بشه D:

۵ حرف دوستام ۶ لایک :)

D:

بشنویم؟ D:

۷ حرف دوستام ۲ لایک :)

بی عنوان D:

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را

تا آب کند این دل یخ بسته ی ما را

من سردم و سردم، تو شرر باش و بسوزان

من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را

از دیده برآنم همه را جز تو برانم

پاکیزه کنم پیش رُخت آینه ها را

گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد

آمد که کند شاد و دهد شور فضا را

می خواهمت آن قَدْر که اندازه ندانم

پیش دو جهان عرضه توان کرد کجا را

۱۶ حرف دوستام ۴ لایک :)

یه تولد دیگه🤓😛

اون عاشق هندسه و ریاضی میباشد

اوشون اصلا توی املا زیر ۲۰ نمیگیره

از استیکره اون دختر کفگیر خورده هه استفاده نمیکنه

کلا خیلی بچه آرومیه

هیچ وقت بیشتر از ۱۰ دیقه آنلاین نمیشه

قراره خدارو شکر ایران رو به مقصد ساوجبلاغ ترک کنه (زودتر لطفا)

دیگه چی بگم؟

آها عاشق عربی هم هستش

در نهایت نویسنده حرف مفت زده و تولد این فضانوردو تبریک میگیم😛

طولدت مبارک عاندرو

عیشالا ثد صال زیر صایه خونوادط ذندگی کنی و اذ ظندگی لضت ببری 😂😎

۱۲ حرف دوستام ۸ لایک :)
کیستم؟

چیطوری کنکور؟! :)

ایناستاغارام:
_.dark.mh._
----------------------------------------
شاید به قول معلممون یه المپیادی بد بخت، به حقیقت یه کله خراب D:
----------------------------------------
میجنگم.
بردم، میسازم.
باختم، ساخته میشم.
----------------------------------------
به رهایی یک رویا و به ایستایی یک واقعیت
----------------------------------------
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم
----------------------------------------
http://konkur98.ga/?i=1
روزشمار کنکور
:)طراح قالب : داداش عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان