نوشته های یه ذهن خط خطی

مینویسم،مینویسم،مینویسم...بدون اینکه بدونم چرا و چجوری فقط مینویسم..مینویسم،مینویسم...انقدر مینویسم تا دنیا بماند و نوشته های من
نوشته های یه ذهن خط خطی

نوشته های یه ذهن خط خطی


مینویسم،مینویسم،مینویسم...بدون اینکه بدونم چرا و چجوری فقط مینویسم..مینویسم،مینویسم...انقدر مینویسم تا دنیا بماند و نوشته های من


ایناستاغارام:
_.dark.mh._
----------------------------------------
شاید به قول معلممون یه المپیادی بد بخت، به حقیقت یه کله خراب D:
----------------------------------------
میجنگم.
بردم، میسازم.
باختم، ساخته میشم.
----------------------------------------
به رهایی یک رویا و به ایستایی یک واقعیت
----------------------------------------
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم

آخرین نظرات
نویسندگان
  • ۱
  • ۰

چشمات دنیاس

دنیای بزرگیه

اینقدر بزرگ که میشه تا سال های سال توش گم شد :)

ولی کل اون دنیا

وقتی به طرف من داره میاد

قول میدم مثل علیرضا جوری بگیرمش تو آغوشم که حرفش بیافته نوک زبون کل دنیا :)

قول میدم مثل رامین از جون مایه بزارم تا نزارم از من رد بشی :)

قول میدم مثل تک تک بازیکن ها با غیرت و غرور نگهت دارم :)

نمیزارم چشات گم بشه از نگام

تا تو باشی و منو نگات 

وقتی پلک میزنی دنیام رنگ میبازه

میشه همرنگ گریه های مهدی بعد از سوت تموم شدن بازی

اون چشای مال منه و بدستش میارم

قول میدم

قول :)

  • ۹۷/۰۴/۰۷
  • πv=n®t

نظرات (۱۱)

همه میگن عاشقی؟؟!!!

بس ک غلط اندازی پسر!! :دی

πv=n®t:
همه همه 😂

میدونی هرکی جای من بود میگف صد در صد عاشقی!!!

πv=n®t:
😂😂😂😂
همه میگن
اونجایی ک میرسی میگی بهش نگیااا دقیقن اونجا اصن جای خوبی نیس برادر خت ختی
πv=n®t:
:/
بسوزه پدر تجربه
دارم فکر میکنم برم دنبال لباس واسه عروسیت یا نه؟ ^__^
πv=n®t:
ن بابا :\
زوده هنو
استوری اینستام که نمیگی :|
اتفاقا خیلی هم با خیالم :دی

😂😂😂
πv=n®t:
نرفتم اینستا
نمیذارم چشات گم بشه از نگام

نمیدونم چرا اما همیشه ترسی همراهم هست که اجازه نمیده بیشتر از چند ثانیه تو چشمای کسی نگاه کنم‌!
چشم، کلا مقولهٔ پیچیده ایه.
πv=n®t:
 :)

بعضی از مواقع عشق از ترس قویتره
خیلی :)
از چه لحاظ بیخیالم؟ :|

 ویسا فقط D:
πv=n®t:
ز غوغا ی جهان فارق 😂


😂😂😂😂
من بیخیالم ؟ :|
من یه چقدر نامردی محمد یادمه :دی
πv=n®t:
پ ن پ 
دهنت سرویس😂😂😂😂😂😂
شت 😂😂😂
ولی خب یه بار سوال شیمی پرسید ازم :\ اوایل سال بود تقریبا تو آبان 96
πv=n®t:
😂
چقد بی‌خیالی تو :/
هنوز یادته؟!
دلش کجاست نا قلا :دی
آره قیافه منو همون موقعی تو اون گروهه بودیم رو پروفایل و اینا دیده ولی خب من ندیدمش هنوز :دی
یه بار بهش گفتم منو تا حالا تو مدرسه دیدی؟ گفت نه :/ ولی فک کنم الکی میگفت چون هم من خیلی بالا ام D: هم زیست و کامپیوتر کلاساشون معمولا هم زمانه یه بار خانوم نمازیان یه سوتی ای دااااد زنگ زد به بابام گفت فلانی میشناسین و کلا من به فنا رفتم :دیییی
نه خبر نداره ولی میدونه دوستیم دیگه به خاطر اون گروه عه
باش :دی
πv=n®t:
ور دست بنده :)
کلا ۲ ساله زرت و زرت می‌پرسه از کجا میشناسمت منم میگم از همون گروهه😂
حالا فعلا تا بدستش بیاری اون چشا صبح ها کنار من میشینه :دیییییییییییییی
πv=n®t:
ببین او در میان جمع و دلش جای دیگریست
راستی یه سوال
میشناستت؟!
از رابطه من با تو خبر داره؟!
بهش نگیا وبلاگ دارم :/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">